منحنی یادگیری (Learning Curve) و تجویزی برای بهبود کسب و کار

منحنی یادگیری (Learning Curve) و تجویزی برای بهبود کسب و کار

منحنی یادگیری

Learning Curve

منحنی یادگیری رابطه بین عملکرد و تعداد تلاشهای یا زمان لازم برای انجام کار را نشان می‌دهد. این رابطه را می‌توان به عنوان یک نسبت مستقیم در نمودار نشان داد. این تئوری با یک فرمول ریاضی نشان داده می‌شود می‌توان به عنوان یک ابزار پیش‌بینی استفاده کرد. فرمول منحنی یادگیری که «مدل متوسط ​​تجمعی» (یا مدل تی.پی رایت) نامیده می‌شود توسط همین فرد در سال 1936 در کار خود «عوامل مؤثر بر هزینه هواپیماها»، پس از فهمیدن اینکه با افزایش عملکرد تولید، هزینه تولید هواپیما کاهش یافته است، شناخته می‌شود. ابا پردازش بیشتر این تئوری، نحوه بکارگیری آن در اقتصاد توسط وینفرد هیرشمن «Winfred B. Hirschmann» در سال 1964 در نشریه هاروارد بیزینس ری‌ویو معرفی شد. طبق نظریه منحنی یادگیری، کارآیی فرد در انجام یک کار با گذشت زمان بیشتر می‌شود و تعداد بیشتری از همین کار انجام می‌شود. البته به این شرط که فرد مورد نظر ما فردی یادگیرنده باشد.

 

منحنی یادگیری (Learning Curve)

 

کاربردهای منحنی یادگیری

کاربرد عمومی. منحنی یادگیری اغلب در گفتار محاوره‌ای برای توصیف زمان و تلاش مورد نیاز هنگام یادگیری کاری چالش برانگیز استفاده می‌شود. این کاربرد حالتی عمومی دارد و می‌توان برای هر چیزی استفاده کرد مانند توصیف منحنی یادگیری در یادگیری نواختن پیانو برای یک هنرجو. در این حالت، یک نمایش گرافیکی ریاضی برای توضیح پیشرفت یادگیری استفاده نمی‌شود. بنابراین این اصطلاح به عنوان توصیف کیفی از میزان پیشرفت یادگیری در طول زمان استفاده می‌شود.

اندازهگیری شده. کاربرد دیگر منحنی یادگیری، روش کمّی است، جایی که از مدلهای ریاضی برای نشان دادن میزان مهارت یا تسلط بر یک کار بهره گرفته می‌شود. در این‌صورت، منحنی یادگیری را می‌توان برای کارهایی استفاده کرد که قابل تکرار بوده و در طول زمان میزان عملکرد را اندازه گرفت. این همان چیزی است که برای یک کسب و کار مفهوم پیدا می‌کند.

 

 

شرایط بکارگیری منحنی یادگیری

متغیرهای زیادی در یادگیری هستند که بر سرعت پیشرفت تأثیر می‌گذارند و نمی‌توان در منحنی یادگیری بطور دقیق منعکس کرد. در مثال یادگیری برای طراحی محصول جدید، متغیرهایی از قبیل  نوع محصول، ویژگی‌های محصول، روشهای طراحی، انگیزه، دانش یا تجربه قبلی، کیفیت همکاری واحدهای سازمان و موارد دیگر وجود دارند. در منحنی یادگیری باید یک متغیر مشخص را انتخاب و با گذشت زمان ردیابی کرد که قابل تکرار و اندازه‌گیری باشد. برای مثال انگیزه برای این کار مناسب نیست زیرا  اندازه‌گیری آن دشوار است. در کل طراحی محصول یک کار پیچیده و دارای متغیرهای زیادی است که نمی‌توان از منحنی یادگیری برای تحلیل آن استفاده کرد.

در مقابل نمونه‌ دیگر از استفاده منحنی یادگیری را می‌توان در یک کار قابل اندازه‌گیری مثال زد. فرض کنید که یک اپراتور کارخانه که در حال یادگیری کار با دستگاه جدید است. اپراتوری دستگاه دارای مراحل مشخص و قابل تکرار است. از آنجا که اپراتور می‌آموزد از رویه‌های مشخص برای کار با دستگاه پیروی کند، به مرور زمان، سریع‌تر و ماهرتر می‌شود. منحنی یادگیری این پیشرفت را اندازه‌گیری می‌کند.

پس تا اینجا می‌توان این‌گونه گفت که مدل منحنی یادگیری به مدیریت کمک می کند تا راه‌های بهبود کارایی را از طریق بهبود عملکرد نیروی انسانی انسانی بیابند.

این مدل در جنگ جهانی دوم بطور گسترده استفاده شد. هنگامی که با افزایش تولید، هزینه هواپیماها کاهش می‌یافت. بعدها این مفهوم در بخش تجارت برای بهبود عملکرد اقتصادی بکار گرفته شد.

 

نمونه‌های واقعی استفاده از منحنی یادگیری

به دلیل استفاده گسترده از منحنی یادگیری، با اسم‌های مختلفی شناخته می‌شود:

  • منحنی تجربه،
  • منحنی هزینه،
  • منحنی کارایی،
  • منحنی بهره‌وری.

در کل با هر اسمی که شناخته می‌شود، مهم این است که با استفاده از منحنی یادگیری مشخص می‌شود که چقدر طول می‌کشد تا یک فرد، حرفه‌ای شود یا اینکه چقدر طول می‌کشد تا یک کسب و کار بتواند در عرضه یک محصول خبره شود. در اغلب مواقع «یادگیری» به عنوان بهبود فرآیند شناخته می‌شود. بیایید نگاهی به مثالهای مختلفی از اینکه امروزه منحنی یادگیری استفاده می‌شود، بیاندازیم.

 

1- صنعت. می‌توان هزینههای تولید مرتبط با عملکرد نیروی کار را با استفاده از منحنی یادگیری پیگیری کرد. هزینه واحد یا ساعت کار واحد و تولید تجمعی در واحدها باشند. از آنجا که کارگران محصول بیشتری تولید می‌کنند، هزینه هر واحد اغلب کاهش می‌یابد.

از منحنی یادگیری می‌توان برای پیش‌بینی هزینه‌های احتمالی هنگام تغییر وظایف تولید استفاده کرد. به عنوان مثال، هنگامی که قیمت‌گذاری یک محصول جدید انجام می‌شود‌، هزینه‌های نیروی کار بررسی می‌شوند.  اگر دو ساعت طول بکشد تا یک محصول تولید شود، با قیمتی به بازار عرضه می‌شود که منعکس کننده دوره تولید دو ساعته به علاوه سایر هزینه‌ها است. اما اگر زمان تولید بر اساس چند تلاش اول باشد، چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر 100مین بار محصول تولید شود‌، زمان تولید به یک ساعت کاهش می‌یابد؟ این محصول با قیمتی بیش از حد بالا در بازار عرضه می‌شود و در نتیجه فروش بالقوه کمتری به همراه خواهد داشت. به همین دلیل است که معمولاً پیشروان بازار قیمتی بالا داشته و مدافعان و تحلیل‌گران دارای مزیت رقابتی در پیگیری استراتژی‌های رهبری هزینه هستند.

2- کسب و کار. از منحنی یادگیری می‌توان برای عملکرد سازمانی چه با رویکرد عمومی آن یا با رویکرد اندازه‌گیری کمی استفاده کرد. تعیین اینکه کدام رویکرد استفاده شود به توانایی برای اندازه‌گیری عملکرد بر می‌گردد. در صورتی که بتوان عملکرد را اندازه گرفت، از رویکرد کمی استفاده می‌شود. به عنوان مثال، ممکن است کارکنان در یادگیری یک کار دشوار، مانند یادگیری استفاده از یک برنامه نرم‌افزاری پیچیده، در ابتدا به دلیل دشواری ذاتی کار، عملکرد ضعیفی داشته باشند. اگر هدف این باشد که کارکنان باید بدانند که چگونه از نرم‌افزار در یک شرایط خاص استفاده کنند، اندازه‌گیری این کار است دشوار است، زیرا شامل متغیرهای زیادی است. در این حالت از رویکرد عمومی به منحنی یادگیری استفاده خواهد شد. منحنی یادگیری در رویکرد عمومی، می‌تواند به سازمانها کمک کند تا آنچه را که برای مهارت در نرم‌افزار لازم است را درک کنند. اگر پشتیبانی آموزشی و زمان تمرین به عنوان فاکتورهای مهم مشخص شود، پس می‌توان دریافت که کارکنانی که به آنها نرم‌افزار داده می‌شوند و زمان تمرین با نرم‌افزار را سپری می‌کنند، به مرور زمان عملکرد بهتری نسبت به کارمندانی که به آنها پشتیبانی داده نمی‌شود را دارند.

برای استفاده از یک منحنی یادگیری قابل اندازه‌گیری، سازمانها باید یک متغیر خاص را تحلیل کنند. به عنوان مثال، سازمانی که به دنبال بهبود عملکرد خدمات به مشتری باشد می‌تواند بررسی کند که آیا اجرای یک ابتکار جدید (# تلاش) منجر به کاهش شکایات مشتری (عملکرد) خواهد شد یا خیر. این سازمان می‌تواند عملکرد تکراری این تلاش را با گذشت زمان پیگیری و تحلیل کند تا ببیند در واقع شکایات مشتری با گذشت زمان کاهش یافته است یا خیر.

 

فرمول منحنی یادگیری

بر اساس نظریه منحنی یادگیری، گفته می‌شود در صورت تکرار، تلاش برای انجام یک کار باید زمان و تلاش کمتری ببرد.  

اگر قرار باشد تلاش‌های مکرر یک یادگیرنده را نسبت به زمان لازم برای انجام تلاش ترسیم کنیم، می‌توان الگویی را مشخص کرد که نشان می‌دهد این کار زمان کمتری را صرف می‌کند زیرا یادگیرنده با تلاش‌های مکرر تجربه بیشتری کسب می‌کند. این تئوری با یک فرمول ریاضی نشان داده می‌شود می‌توان به عنوان یک ابزار پیش‌بینی استفاده کرد.  فرمول منحنی یادگیری که «مدل متوسط ​​تجمعی» (یا مدل تی.پی رایت) نامیده می‌شود توسط همین فرد در سال 1936 در کار خود «عوامل مؤثر بر هزینه هواپیماها»، پس از فهمیدن اینکه با افزایش عملکرد تولید، هزینه تولید هواپیما کاهش یافته است، شناخته می‌شود. در حال حاضر تغییرات مختلفی در فرمول اصلی وجود دارد که امروزه مورد استفاده قرار می‌گیرد:

 

فرمول منحنی یادگیری عبارت است از:  Y = aXb

که در آن:

Y = میانگین زمان در طول مدت اندازه‌گیری،

a = زمان اولین تلاش برای انجام کار،

X = تعداد کل تلاشهای انجام شده و

B= شیب عملکرد است.

این فرمول را می‌توان به عنوان یک ابزار برای پیش‌بینی عملکرد آینده استفاده شود.

 

منحنی یادگیری (Learning Curve)

 

نمودار متوسط ​​مدل تجمعی، یک منحنی را نشان می‌دهد که با گذشت زمان کاهش می‌یابد، و برای تولید هر واحد جدید به زمان کمتری نیاز است. این فرمول تصریح می‌کند که هرچه تعداد تلاش بیشتری انجام شود، زمان لازم برای انجام کاهش می‌یابد. از این فرمول می‌توان برای پیش‌بینی میزان یادگیری فرد در یک کار ساده یا حتی برای پیش‌بینی میزان تولید یک محصول استفاده کرد.

 

 

الگوهای منحنی یادگیری

بر اساس این نظریه، تلاش بیشتر = کاهش زمان.  اما همیشه روال بر اساس یک منحنی نیست. بسیاری از عوامل می‌توانند نتایج نهایی را تحت تأثیر قرار دهند و در نتیجه انواع مختلفی از اشکال منحنی یادگیری وجود دارد. در اینجا چهار نوع رایج از یک منحنی یادگیری را بیان می‌کنیم:

 

الگوی یادگیری کاهنده. سرعت پیشرفت در آغاز به سرعت افزایش می‌یابد و سپس با گذشت زمان کاهش می‌یابد. این وضعیتی را توصیف می‌کند که یادگیری کار آسان است و پیشرفت یادگیری در ابتدا سریع است. نمودار فزاینده-کاهنده نشان می‌دهد که چگونه سرعت پیشرفت در آغاز به سرعت افزایش و سپس با گذشت زمان کاهش می‌یابد.

 

 

منحنی یادگیری (Learning Curve)

 

وقتی که منحنی افقی می‌شود، جایی است که یادگیری کامل اتفاق افتاده و توانایی فرد به حداکثر رسیده است. و دیگر رشد پیشرفتی در در عملکرد مشاهده نمی‌شود.  این حالت نشان دهنده این است که توانایی فرد یادگیرنده به حد اکثر رسیده است. همچنین می‌تواند به این معنا باشد که فرد انگیزه خود را از دست داده یا دچار خستگی شده است.

 

الگوی یادگیری فزاینده. سرعت پیشرفت در ابتدا کند است و سپس به مرور زمان افزایش می‌یابد تا اینکه مهارت کامل کسب شود. این الگو می‌تواند نشان این باشد که شاید یک کار پیچیده در حال یادگیری است و سرعت یادگیری در ابتدا کند می‌باشد.

منحنی یادگیری (Learning Curve) الگوی فزاینده

 

الگوی فزاینده-کاهنده (منحنی S). این مدل متداول‌ترین منحنی یادگیری است و به عنوان مدل «منحنی S» شناخته می‌شود. در اینجا فردی را که تازه وارد یک کار شده است را می‌سنجد. در ابتدا منحنی نشان‌دهندة نرخ رشد آهسته در یادگیری است زیرا یادگیرنده برای تسلط بر مهارتهای مورد نیاز کار می‌کند و برای انجام این کار زمان بیشتری نیاز دارد.

 

 

منحنی یادگیری (Learning Curve) الگوی S

 

نیمه دوم منحنی نشان می‌دهد که فرد یادگیرنده اکنون برای انجام کار، وقت کمتری را نیاز دارد زیرا مهارتهای لازم را به دست آورده است. غالباً انتهای منحنی مسطح می‌شود (افقی می‌شود) و این نشان‌دهنده یک چالش جدید است.

 

الگوی یادگیری پیچیده. در این حالت، الگوی پیچیده‌تری از یادگیری اتفاق می‌افتد و ردیابی گسترده‌تری  را نشان می‌دهد.

 

 

منحنی یادگیری (Learning Curve) الگوی پیچیده

 

در ابتدا یادگیری کند است. در مرحله دوم افزایش زیادی اتفاق می‌افتد که نشان می‌دهد یادگیرنده در کار مهارت پیدا کرده است. مرحله سوم نشان می‌دهد که یادگیرنده هنگامی که احساس کند مهارت را فرا گرفته است، در سطح مهارت خود متوقف می‌زند. به تعبیر ساده و خودمانی «خودش را گم می‌کند!» مرحله چهارم منحنی بیانگر این است که یادگیرنده به هر دلیلی سرش به سنگ خورده و مهارتش را بهبود می‌بخشد. آخرین مرحله از منحنی بیانگر نقطه‌ای است که در آن مهارت به صورت خودبخودی و بدون تلاش فکری زیاد (در اصل فی‌البداهه) انجام می‌شود. فرد به سطحی از توانایی می‌رسد که دیگر در مورد انجام کار فکر نمی‌کند. مثل زمانی که فردی رانندگی را یاد می‌گیرد. در ابتدا نیاز به فکر کردن و یادگیری است در حالی‌که وقتی رانندگی را یاد گرفت و ملکه ذهنش شد، دیگر در هنگام رانندگی کردن به نحوه تعویض دنده فکر نمی‌کند. 

نمودار پیچیده یادگیری یادگیری را به 5 مرحله تقسیم می‌کند. منحنی در ابتدا به آرامی در حال افزایش است، سپس مسطح شده و پس از مدتی و بهتر شدن در کار، دوباره منحنی بالا می‌رود تا حداکثر برسد.

 

طرفداران و مخالفان منحنی یادگیری

طرفداران می‌گویند: استفاده از منحنی یادگیری می‌تواند به کسب و کار کمک کند تا عملکرد و بهره‌وری نیروی کار خود را بهبود داده و هزینه‌ها را کاهش دهد. در صورتی که برای پیش‌بینی عملکرد استفاده شود، انگیزه و اشتیاق ذهنی ایجاد کرده و پایه‌ای برای برنامه‌ریزی استراتژیک فراهم می‌کند:

  1. بهبود عملکرد به تنهایی اتفاق نمی‌افتد و با یادگیری همراه است. با گنجاندن فرهنگ یادگیری در سازمان که در آن کارکنان تشویق و پشتیبانی می‌شوند تا یادگیری را حفظ کنند، می‌توان انتظار داشت سطح عملکرد روی منحنی افزایش یابد.
  2. همچنین میزان یادگیری تا حد بسیار زیادی پایدار است و می‌توان روندها را با استفاده از منحنی یادگیری ایجاد کرد. از این رو امکان ‌پیش‌بینی بهتر و اتخاذ بهتر تصمیم‌گیریهای تجاری را فراهم می‌آورد.

مخالفان منحنی یادگیری، بر محدود بودن استفاده آن دست گذاشته و می‌گویند منحنی یادگیری وابسته به فرضیات در مورد عملکرد است. بسیاری از متغیرها می‌توانند بر یادگیری و عملکرد آینده تأثیر بگذارند:

 

  1. استفاده از منحنی یادگیری برای پیش‌بینی عملکرد کلی گروه‌ها یا فرآیندهای کلی‌تر، مستلزم در نظر گرفتن عوامل متعددی از قبیل انگیزش، عوامل جامعه‌شناختی، پویایی محیطی، منابع یادگیری و دانش یا تجربه قبلی است.
  2. منحنی یادگیری تمام داستان را نمی‌گوید. ممکن است نتایج مورد انتظار را نشان ندهد و نیاز به تحلیل بیشتر برای تعیین متغیرهای اساسی تأثیرگذار بر شکل منحنی یادگیری وجود داشته باشد.

 

 

منحنی یادگیری شیب‌دار

 عبارتی است که اغلب در گفتار محاوره‌ای برای توصیف دشواری اولیه یادگیری کارهای چالش برانگیز است. در نتیجه یادگیری کند و دشوار خواهد بود.

در زندگی واقعی الگوی منحنی یادگیری شیب‌دار، یک منحنی با شیب تند بر روی منحنی یادگیری است که نشان می‌دهد در ابتدای یک دوره، «یادگیری سریعی» وجود دارد. می‌دانیم که در منحنی یادگیری، میزان پیشرفت در مقیاس زمان اندازه‌گیری می‌شود:

  • اگر منحنی شیب‌دار بود، مانند نمودار آبی، نشان‌دهنده این است که یادگیرنده در طی مدت زمانی کوتاه پیشرفت می‌کند. این بدان معنی است که یادگیرنده به سرعت مهارت و کار را به دست می‌گیرد.
  • نمودار قرمز نشان می‌دهد که اگر یادگیرنده برای یادگیری مهارت یا کار، زمان طولانی و کار دشواری داشته باشد، یک منحنی با شیب ملایم و طولانی ایجاد می‌شود. به این دلیل که یادگیرنده قبل از شروع بهبود عملکرد به تمرین یا تلاش بیشتری نیاز دارد.

 

 

منحنی یادگیری (Learning Curve) الگوی شیب‌دار

 

مقایسه نمودارهای منحنی یادگیری شیب‌دار و نمودارهای یادگیری کم شیب نشان می‌دهد که منحنی یادگیری شیب‌دار در قالب یک پیشرفت سریع نمایش داده می‌شود، با یک قوز در ابتدا و سپس مسطح می‌شود. منحنی یادگیری کم شیب یک پیشرفت طولانی است که با گذشت زمان و به آرامی افزایش می‌یابد و به مرور زمان بهتر می‌شود.

ادمین سایت

این مقاله در تاریخ 1399/05/16 توسط دکتر عباس خدادادی در سایت سایت تخصصی هوشمندی استراتژیک منتشر شده و در تاریخ 1399/12/05 بروزرسانی گردید.
لینک منبع: منبع مقاله در سایت

مواردی که کمک می کند در این مورد بیشتر بدانید:

منحنی چرخه عمر محصول (Product Life Cycle) (نمودارهای کامل) 2714 بازدید

منحنی چرخه عمر محصول (Product Life Cycle) (نمودارهای کامل)

اگر چه هر کسی تا حدودی در مورد منحنی عمر محصول می‌داند؛ در اینجا هر چیزی که باید در این خصوص بلد باشید را به طور کامل و با توضیحی ساده قرار داده‌ام. در این مقاله از نوشته‌های ارزشمند تئودور لویت استفاده شده است. مجبور بودم برای ادا کردن حق مطلب، همه چیز را بیان کنم بنابراین کمی طولانی شد.

دیدگاه کاربران ...

دیدگاه خود را بیان کنید