5 لایه هوش در سازمان

5 لایه هوش در سازمان

هوش سازمانی 

هوش در سازمان در لایه‌های مختلفی شکل می‌گیرد. لیبویتز (2019) این لایه‌‌ها را در پنج سطح بیان می‌کند که اطلاعات حاصل از هر کدام برای دیگری استفاده می‌شود و در هر لایه یک ویژگی به آن افزوده شده و کارکرد آن را کامل‌تر می‌کند. توجه شود که به دست آوردن هر کدام پیش‌نیازی برای لایه‌های دیگر است. در نمودار زیر لایه‌های هوش سازمانی به ترتیب نشان داده شده است: هوش مصنوعی، مدیریت دانش، هوش تجاری، هوش رقابتی و هوشمندی استراتژیک

لایه های هوش سازمانی

1- هوش مصنوعی (AI)  

هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) زیاد از ما دور نیست. با نگاهی دقیق به اطراف‌ متوجه می‌شوید که پیرامون ما آکنده از هوش مصنوعی است. هوش مصنوعی در بسیاری از اپلیکیشن‌ها وجود دارد و همچنین در پهپادها، دستیارهای مجازی و نرم‌افزارهای ترجمه بکار گرفته می‌شود. طی سالهای اخیر، به علت افزایش قدرت پردازنده‌ها و در دسترس بودن حجم گسترده‌ای از اطلاعات، پیشرفتهای چشم‌گیری در حوزه هوش مصنوعی روی داده است. فن‌آوری ساخت دیجیتال دائماً با دنیای بیولوژیکی در حال تعامل است. در این روزها دنیای تراشه‌های کربنی به ژنهای پروتئینی بسیار نزدیک شده‌اند‍! امروزه از طراحی محاسباتی، مهندسی مواد و زیست‌شناسی استفاده می‌شود تا بین میکروارگانیسم‌های بدن با اشیای مصنوعی ارتباط برقرار شود.

لایه اول هوش سازمانی - هوش مصنوعی

در سازمان، تأکید هوش مصنوعی بر پشتیبانی تصمیم‌ها است. برای مثال، سیستم‌های خبره (Expert Systems)از پزشکی تا کسب و کار و کشاورزی، برای کمک به فرایند تصمیم‌گیری توسعه یافته‌اند. در سیستم‌های خبره داده‌های پردازش شده در اختیار متخصص قرار می‌گیرد تا تصمیم‌گیری کند. نکته‌ای که باید توجه داشته باشیم این است که حتی اگر هدف نهایی ایجاد یک سیستم خبره، جایگزین کردن آن با متخصص انسانی باشد که کارهای کاملاً مشخصی را انجام می‌دهد، بسیاری از سیستم‌های خبره‌ای که هم‌اکنون توسعه یافته‌اند، در بهترین حالت به عنوان دستیار وی محسوب می‌شوند. در فیلم آشپزباشی، پرویز پرستویی به کسی که با آمدن دستگاه کباب‌زنی برآشفته شده بود و فکر می‌کرد بیکار خواهد شد، گفت: «مگر با آمدن دستگاه چانه‌گیری، نانواها بیکار شدند که شما نگران وجود این دستگاه هستی؟ به کار خودت برگرد‍!» در اینجا بحث ما در مورد آثار اجتماعی تکنولوژی نیست بلکه می‌خواهیم ارتباط بین کاربر و هوش مصنوعی را بیان کنیم.

علاوه بر سیستم‌های خبره، کاربردهای دیگر هوش مصنوعی در قالب شبکه‌های عصبی (Neural Networks) است. در شبکه‌های عصبی، شبکه‌های بهم پیوسته نورون‌های مغز انسان شبیه‌سازی می‌شود. شبکه عصبی معمولاً در جاهایی که داده‌های زیاد و شلوغ سروکار دارند (مانند پردازش سیگنال، درک تصویر، تشخیص تقلب) بکار می‌رود. سایر کاربردهای هوش مصنوعی، از جمله درک گفتار (Speech Understanding)، پردازش زبان طبیعی (Natural Language Processing)،  الگوریتم‌ ژنتیک، کاوش داده یا متن و بینایی رایانه‌ای، نیز زمینه های فعال تحقیق و استفاده تجاری هستند. مطمئناً، داده کاوی و متن کاوی می تواند الگوها و روابط پنهان انبوهی از داده ها و متن را کشف کند که می تواند به زمینه مدیریت دانش در ایجاد دانش کمک کند. این تکنیک ها می توانند در تجزیه و تحلیل پیوندها مورد استفاده قرار گیرند و در تحلیل شبکه‌های اجتماعی برای تعیین جریان دانش و فاصله‌ها در سازمانها استفاده شوند. به نظر می‌رسد که بسیاری از جنبه‌های هوش مصنوعی باید جزء جدایی‌ناپذیر از مدیریت دانش محسوب شوند.

 

2- مدیریت دانش (KM)   

لایه دوم هوش سازمانی - مدیریت دانش

در صورتی که اطلاعات با استفاده از هوش مصنوعی گردآوری شود، به طور طبیعی، نیاز به مدیریت دانش ایجاد می‌شود. فرض کنید در یک مزرعه پرورش ماهی که با استفاده از سیستم مدیریت مزرعه با حسگرهای دیجیتالی، پارامترهای استخرها اعم از دما، اکسیژن، نیترات و جریان آب اندازه‌گیری می‌شود (سطح هوش مصنوعی) در کنار این اطلاعات مربوط به بچه‌ ماهی‌ها و برنامه غذادهی به آنها نیز پایش می‌شود. هدف دستیابی به بیشترین عملکرد بر حسب تن در هکتار است. وقتی که اطلاعات حاصل از پارامترهای هوش مصنوعی به همراه سایر داده‌ها پردازش می‌شود، دانشی به دست می‌آید که باید حفظ شود. در این مثال یک اصل وجود دارد که می‌گوید در هنگامی که سطح اکسیژن آب استخر پایین است، غذادهی به مدت حداقل یکساعت به تعویق انداخته شود. این همان دانشی است که باید در پی حفظ و بکارگیری و در صورت لزوم بهبود آن باشیم.  

 

3- هوش تجاری (BI)   

لایه سوم هوش سازمانی --- (هوش تجاری)‌

هوش تجاری (Business Intelligence-BI) رویکردی فعال، مبتنی بر مدل و آینده‌نگر برای کشف و توضیح جنبه‌های پنهان مرتبط با تصمیم‌گیری با مقادیر انبوهی از داده‌های کسب و کار برای آگاهی‌بخشی به تصمیم‌گیران است. هوش کسب و کار، ماحصل هم‌افزایی بین هوش مصنوعی، مدیریت دانش و داده‌کاوی است. وقتی که دانشی در مورد روندهای کسب و کار ایجاد شود، با استفاده از هوش تجاری به مجموعه‌ای از راهکارها دست می‌یابیم.  تکنیکهای مدیریت دانش در هوش تجاری بکار می‌آیند. و کارآمدی آن را افزایش می‌دهند. از این بیان نتیجه‌ می‌گیریم در حالی که سازمان ها به توسعه هوش تجاری می‌پردازند، باید مدیریت دانش را نیز بخش جدایی ناپذیری از برنامه‌های هوش تجاری خود قرار دهند.

از پانزده سال قبل تمایل شدیدی برای راه اندازی هوش تجاری در دنیا شکل گرفت. طبق گزارش گروه گارتنر در مورد ذخیره اطلاعات، آنها دریافتند (1) بسیاری از سازمان‌ها بر اجرای  استراتژی‌های هوش تجاری و استفاده از بنچ‌مارک‌ها و (2) مهارتهای هوش تجاری متمرکز شده‌اند. برنامه‌ریزی برای مسائل مربوط به پیاده‌سازی موفقیت‌آمیز هوش تجاری به یک نقطه کانونی برای بسیاری از سازمان‌ها در آمده است.

 

4- هوش رقابتی (CI)

لایه چهارم هوش سازمانی --- (هوش رقابتی)‌

هلن روتبرگ و اسكات اریكسون (2005)، در كتاب خود از «دانش تا هوش: ایجاد مزیت رقابتی در اقتصاد آینده»، با اشاره به ضرب‌المثل «دانش ارزش دارد، هوش قدرت دارد» (knowledge has value, intelligence has power)،  نشان می‌دهند در هوش رقابتی، با استفاده از آنچه می‌دانید، آنچه را كه نیاز دارید،  پیدا خواهید کرد. سه سوال را در مورد ایجاد دانش رقابتی و اطمینان از اینکه سازمان شما در مسیر درستی برای انجام این کار قرار دارد، مطرح می‌کنند:

  • آیا همه چیزهایی که قبل از تصمیم‌گیری‌های استراتژیک باید بدانید، می‌دانید؟
  • آیا می‌دانید چیزهایی را که باید بدانید، از کجا پیدا کنید؟
  • آیا می‌دانید به محض یافتن اطلاعات، چه کاری را باید انجام دهید؟

هر چقدر که هوش تجاری با داده‌های کسب و کار و جنبه داخلی آن سروکار دارد، هوش رقابتی بر بازار و مشتری و جنبه خارجی متمرکز است. با استفاده از هوش رقابتی می‌توان مسائل بازار را شناسایی کرده و تاکتیک‌های کوتاه‌مدتی را اجرا کرد. همچنین ماهیت اطاعات هوش رقابتی به گونه‌ای است که چالش‌های بلندمدت را شناسایی کرده و می‌توان از آن برای طراحی استراتژی‌ها نیز بهره گرفت. طبق نظرسنجی مرکز تحقیقات بین‌المللی هوش رقابتی از تحلیل‌گران، بکارگیری هوش رقابتی بترتیب در صنعت بانکداری، نرم‌افزار، ارتباطات از راه دور، غذا و دارو و مراقبتهای بهداشتی بیشترین اهمیت را داشت. این بررسی همچنین نشان داد که بیشترین ارزش ملموس استفاده از هوش رقابتی، در برنامه‌ریزی استراتژیک است.

 

5- هوشمندی استراتژیک (SI)

لایه پنجم هوش سازمانی --- (هوشمندی استراتژیک)‌

هوشمندی استراتژیک (Strategic Intelligence) یعنی به دست آوردن تحلیل‌ قوی از اطلاعات و دادن آن به افراد مناسب در زمان مناسب بطوری‌که آنها بتوانند در مورد آینده کسب و کار تصمیمات آگاهانه‌تری را بگیرند. بنابراین، هوشمندی استراتژیک در تحلیل‌گری معنا می‌شود. اطلاعات صحیح و تحلیل‌ درست آنها، باعث تصمیم‌گیری‌هایی می‌شوند که رهبری بازار را موجب شده و تداوم آن را تضمین می‌کند. شرکتهایی که فرآیند هوشمندی استراتژیک دارند، آنهایی هستند که می‌توانند روندها یا فرصتهای آینده را با موفقیت پیش‌بینی کرده و به آنها پاسخ دهند. این اطلاعات از تجمیع اطلاعات برخاسته از انواع هوش‌های سازمانی به دست می‌آید. همانطور که در نمودار بالا نشان داده شد، هوش استراتژیک آخرین لایه از پنج لایه هوش سازمان را تشکیل می‌دهد. تجمیع انواع مختلف هوشمندی، باعث ایجاد هم‌افزایی بین هوش رقابتی، هوش تجاری، مدیریت دانش و هوش مصنوعی می‌شود. تمام اطلاعات و دانش سازمانی در یکجا جمع‌آوری شده و در تصمیم‌گیری‌های استراتژیک از آن استفاده می‌شود. ارزش‌افزوده هوشمندی استراتژیک این است که اطلاعات را یکپارچه کرده و با تحلیل آن می‌تواند به تدوین استراتژ‌ی‌ها کمک کند.

اساس هوشمندی استراتژیک، تحلیل‌گری بوده و روش‌هایی برای تحلیل و تفسیر اطلاعات است که از آنها برای تصمیم‌گیری‌های کلان کسب و کار استفاده می‌شود. این تحلیل‌ها بر نحوه موقعیت‌یابی سازمان برای مقابله با چالش‌ها و رویارویی با فرصت‌های آینده متمرکز هستند. هدف هوشمندی استراتژیک مشخص است: حداکثر کردن موفقیت سازمان با خلق یا توسعه مزیت رقابتی. کارکرد اصلی هوشمندی استراتژیک این است که «اطلاعات استراتژیک را رصد و تحلیل کرده و پس از آماده‌سازی و معنابخشی، آنها را به مدیران ارشد ارائه دهد که باورها، تعهدات و اقدامات آنها را تحت تاثیر قرار داده و بر صحت و اعتبار آنها بیفزاید». 

 

 

 

ادمین سایت

این مقاله در تاریخ 1399/12/16 توسط دکتر عباس خدادادی در سایت سایت تخصصی هوشمندی استراتژیک منتشر شده و در تاریخ 1399/12/16 بروزرسانی گردید.
لینک منبع: منبع مقاله در سایت

در مورد هوشمندی استراتژیک بیشتر بخوانید:

هوشمندی استراتژیک چیست؟ توضیحات کامل به همراه 6 تصویر مفهومی 2331 بازدید

هوشمندی استراتژیک چیست؟ توضیحات کامل به همراه 6 تصویر مفهومی

طبق تحقیق موسسه معروف گارتنر، کسب و کارها با استفاده از توان تحلیل‌گری به موفقیت می‌رسند. تحلیل‌گری نیازمند هوشمندی استراتژیک است. در این مقاله تفکر هوشمندی استراتژیک در کنار لایه‌های هوش سازمان معرفی شده است.

چگونه از هوشمندی استراتژیک در تدوین استراتژی بهره بگیریم؟ ‌ 463 بازدید

چگونه از هوشمندی استراتژیک در تدوین استراتژی بهره بگیریم؟ ‌

استراتژی‌های موفق به مهارت استراتژیست‌ها و توانایی تیم مدیریت در تدوین و اجرای استراتژیها بستگی دارد. در واقعیت، استراتژی نمی‌تواند بهتر از اطلاعاتی باشد که از آن استفاده شده است. هرچه این اطلاعات جامع‌تر و هوشمندانه‌تر باشد، احتمال موفقیت استراتژی بیشتر خواهد بود.

دیدگاه کاربران ...

دیدگاه خود را بیان کنید