استراتژی از دید هنری مینتزبرگ

استراتژی از دید هنری مینتزبرگ

هنری مینتزبرگ

Henry Mintzberg

هنری مینتزبرگ یکی از صاحب‌نظران برجسته استراتژی است و در سال 1939 در كانادا متولد شد. مدرك كارشناسی مهندسی مكانیك را از دانشگاه مك گیل و كارشناسی ارشد و دكترای مدیریت را از دانشگاه (MIT) اخذ کرد. مینتزبرگ بیش از 14 كتاب و 140 مقاله منتشر كرده است. نوشته های او عمدتا در زمینه سبكهای مدیریتی، راهبرد و تئوری‌های سازمانی است. او را قهرمان «استراتژی خلاق» لقب داده‌اند و برخی نشریات او را جزو 10 متفكر برتر مدیریت در جهان شناخته‌اند. نظریه «نقشهای مدیریتی» وی به صورت گسترده‌ای رواج یافته است. او براین باور است كه طبیعت كار مدیریت، ساختاریافته و قابل پیش‌بینی و تنظیم نیست. مدیران در شرایط پیش‌بینی نشده بیشتر بر اساس بصیرت شخصی تصمیم می‌گیرند تا تجزیه و تحلیل اطلاعات. بنابراین مینتزبرگ بیشتر بر خلاقیت و الگوسازی تاكید می‌كند و بر وجه هنری مدیریت بیشتر اصرار می‌ورزد تا وجه علمی آن. به تعبیر او دانشی كه مدیران در محیط كار خود به دست می آورند از مهارتهای عمومی مدیریت باارزش‌تر است.

مینتزبرگ را می‌توان شناخته شده‌ترین منتقد برنامه‌های آموزش مدیریت به سبك سنتی و آنچه فرهنگ مدیریت اجرایی نامیده می‌شود، دانست.

 

جملات مهم مینتزبرگ

  1. مدیریت، بیش از هرچیز، عملی است که در آن هنر، علم و صنعت با یکدیگر تلفیق می‌شوند.
  2. وقتی جهان قابل پیش‌بینی است شما به افراد باهوش نیاز دارید، وقتی جهان غیر قابل پیش‌بینی است شما به افراد سازگار نیاز دارید.
  3. استراتژی پیامد برنامه‌ریزی نیست، نقطه‌ی شروع آن است.
  4. یادگیری در حال انجام کار به درستی انجام می‌شود.
  5. استراتژی، الگویی در جریان تصمیمات است.

 

جملات معروف هنری مینتزبرگ

 

جملات معروف هنری مینتزبرگ

 

جملات معروف هنری مینتزبرگ

 

جملات معروف هنری مینتزبرگ

 

جملات معروف هنری مینتزبرگ

 

مینتزبرگ و استراتژی

هنری مینتزبرگ در کتاب خود با عنوان «ظهور و افول برنامه‌ریزی استراتژیک» می‌گوید افراد «استراتژی» را به معانی مختلفی بکار می‌برند که می‌توان در پنج گروه اصلی تقسیم‌بندی کرد.

 

استراتژی چیست هنری مینزبرگ

  1. برنامه. استراتژی برنامه ای برای برخورد با شرایط است. قبل از انجام اقدامات احتمالی باید برنامه ای تهیه شود  همچنین مهم است که برنامه به طور آگاهانه دنبال شود رسیدن به اهداف تنها با یک برنامه خوب امکان پذیر است.
  2. الگو. در جایی که برنامه ریزی در مورد استراتژی مورد نظر است، الگوها در مورد استراتژی هایی است که قبلاً اجرا شده است. از یک سو ، استراتژی هایی وجود دارد که به نتیجه مورد نظر خود دست یافتند. از سوی دیگر، استراتژی هایی وجود دارد که هنوز باید با جزئیات بیشتری مورد بررسی قرار گیرند.
  3. موقعیت. این در مورد موقعیت سازمان در بازار ، تعامل بین زمینه داخلی و خارجی است. این مهم است که از قبل با دقت در نظر بگیرید که سازمان چگونه می خواهد موقعیت خود را تعیین کند. موقعیت می‌تواند به طور قابل توجهی به ایجاد مزیت رقابتی پایدار کمک کند.  موقعیت استراتژیک در برابر رقبا می تواند به طور قابل توجهی به ایجاد مزیت رقابتی پایدار کمک کند و به سازمان جایگاه محکمی در بازار می دهد.
  4. دورنما (چشم‌انداز). استراتژی چیزی بیشتر از موقعیت انتخاب شده است. همچنین در مورد چشم انداز بزرگتر است این مهم است که دریابید مخاطبان هدف مختلف چگونه سازمان را درک می کنند.
  5. شگرد. همچنین استفاده از شگرد یک انتخاب استراتژیک است. به عنوان مثال چیزی که رقبا انتظار ندارند. سازمانها می توانند محیط خود را با اجرای طرحی که هیچکس در آینده نمی بیند شگفت زده کنند.

 

نظریه‌های هنری مینتزبرگ

نظریه اول - استراتژی نوظهور (Emergent Strategy)

استراتژی‌ نوظهور مفهومی است که برای اولین بار توسط هنری مینتزبرگ معرفی شد. وی استراتژی را بر اساس میزان عامدانه بودن آن به شکل‌های زیر تقسیم‌بندی می‌کند:    

  1. استراتژی خواسته: چیزی است که یک کسب و کار آن را عامدانه انتخاب کرده و امیدوار است که آن را اجرا کند. معمولاً این استراتژیها با جزئیات دقیق در برنامه استراتژیک تشریح می‌شوند. هنگامی که یک برنامه استراتژیک برای سرمایه‌گذاری جدید نوشته می‌شود، به آن یک بیزینس پلن یا «طرح کسب و کار» گفته می‌شود.
  2. استراتژی‌های نوظهور: یک استراتژی برنامه‌ریزی نشده است که در پاسخ به فرصتها و چالش‌های غیر‌منتظره بوجود می‌آید. گاهی اوقات استراتژی‌های نوظهور موجب فاجعه می‌شوند و گاهی هم ممکن است شرکت را نجات دهند.
  3. استراتژی‌های تعمدی: یک بخشی از استراتژی‌های خواسته یا نیات استراتژیک شرکت است که در طول زمان آن را دنبال می‌کند.
  4. استراتژی تحقق‌یافته: نوعی از استراتژی است که سازمان در عمل آن را انجام می‌دهد. این استراتژی‌ها نشان دهنده مسیری است که مدیران کسب و کار در عمل آن را پیگیری می‌کنند.

 

استراتژی نوظهور

 

پیشنهاد می‌شود برای اطلاعات دقیق‌تر به صفحه استراتژی نوظهور مراجعه کنید.

 

نظریه دوم - نسل جدید استراتژیست‌ها

میتنزبرگ می‌گوید که نقش جدید برنامه‌ریزان استراتژیک شامل سه جزء است:

تحول در نقش استراتژیستها - هنری میتنزبرگ

  • برنامه‌ریزان به‌عنوان یابندگان. برنامه‌ریزان باید جستجوگران فعال برای استراتژی‌های کلیدی باشند که از مدیریت ارشد منشأ می‌گیرند و اغلب غیرآگاهانه هستند. برنامه‌ریزان باید دائماً در حال پرسه‌زدن باشند و «در میان ویرانه‌های تجربیات شکست‌خورده، اقداماتی که ظاهراً اتفاقی هستند و یادگیری‌های بی‌نظم» چیزهایی کشف کنند. برنامه‌ریزان باید در ارتباط با اقدامات درون و بیرون سازمان که می‌تواند به استراتژی‌های نوین و مهم منجر شود هوشیار باشند.
  • برنامه‌ریزان به‌عنوان تحلیل‌گران. برنامه‌ریزان به‌طور سنتی کم و بیش این نقش را ایفا می‌کنند. با این حال مینتزبرگ می‌گوید لازم است برنامه‌ریزان دید وسیع‌تری به نقش حمایتی تحلیلی خودشان داشته باشند تا مدل‌ها و رویکردهای ادراکی و فرایندهای جدیدی برای رسیدگی به مشکلات ارائه کنند به طوریکه تحلیل‌های ارائه شده توسط برنامه‌ریزان مبنای تمام تصمیمات استراتژیک شرکت باشد.
  • برنامه‌ریزان به‌عنوان تسهیل‌گران. برنامه‌ریزان باید مدیران را تشویق به تفکر خلاق درباره آینده کنند. این برنامه‌ریزان نقش خود را این‌گونه می‌بینند که عقل متعارف را مورد پرسش قرار دهند. آنها نماد تفکر خلاق و حمایت از رویکردهای متفاوت به کسب و کارند.

پیشنهاد می‌شود اطلاعات بیشتر را در صفحه نسل جدید استراتژیست‌ها مطالعه فرمایید. 

 

نظریه سوم – مکاتب استراتژی

مینتزبرگ در کتاب «جنگل استراتژی»، استراتژی را در قالب جنگلی که حیوانات گوناگون را در خود جای داده مطرح می‌سازد و هر یک از آن‌ها را سمبل یک مکتب فکری در ارتباط با فرایند شکل‌گیری استراتژی معرفی می‌کند.

 

مکاتب استراتژی از دید هنری مینتزبرگ

ده مکتب استراتژی از دید هنری مینتزبرگ عبارتند از:

  1. مكتب طراحي: تدوين استراتژي به عنوان يك فرايند مفهومي
  2. مكتب برنامه‌ريزي: تدوين استراتژي به عنوان يك فرايند رسمي
  3. مكتب موقعيت‌يابي: تدوين استراتژي به عنوان يك فرايند تحليلي
  4. مكتب كارآفريني: تدوين استراتژي به عنوان يك فرايند تخيلي و بينشي
  5. مكتب شناختي: تدوين استراتژي به عنوان يك فرايند ذهني و فكري
  6. مكتب يادگيري: تدوين استراتژي به عنوان يك فرايند نو ظهور
  7. مكتب قدرت: تدوين استراتژي به عنوان يك فرايند مذاكره
  8. مكتب فرهنگي: تدوين استراتژي به عنوان يك فرايند جمعي
  9. مكتب محيطي: تدوين استراتژي به عنوان يك فرايند واكنشي
  10. مكتب تركيب‌بندي: تدوين استراتژي به عنوان يك فرايند تحول و دگرگوني

مکاتب ده‌گانه در این کتاب به سه دسته تقسیم می‌شوند که عبارت‌اند از: مکاتب تجویزی، توصیفی و ترکیبی مکاتبی که ماهیت تجویزی دارند به این نکته می‌پردازد که "استراتژی‌ها چگونه باید تشکیل شوند". مکاتب توصیفی "چگونگی شکل‌گیری استراتژی‌ها و نحوه‌ی عمل کردن) آن‌ها را بررسی می‌کند و مکاتب ترکیبی که مفهوم تغییر در سازمان را دربردارند، ترکیبی از مکاتب دیگر هستند. 

ادمین سایت

این مقاله در تاریخ 1400/07/12 توسط دکتر عباس خدادادی در سایت سایت تخصصی هوشمندی استراتژیک منتشر شده و در تاریخ 1400/07/13 بروزرسانی گردید.
لینک منبع: منبع مقاله در سایت

پیشنهاد می‌شود برای آشنایی بیشتر با مفهوم استراتژی حتماً این مطالب را هم ببینید:

دیدگاه کاربران ...

دیدگاه خود را بیان کنید