استراتژی از دید مایکل پورتر

استراتژی از دید مایکل پورتر

مایکل پورتر

Michael Porter‎ 

پورتر یک اقتصاددان آمریکایی است. وی در زمینه استراتژی فرد نامداری است و جزو چهار نفری است که در صد سال اخیر توانسته‌اند در دوران جوانی استاد دانشگاه هاروارد شوند. در حوزه اقتصاد و مدیریت، تاکنون کسی موفق نشده‌است که به اندازه وی کار تحقیقاتی و علمی انجام دهد. او تاکنون ۱۹ کتاب و ۱۳۵ مقاله در زمینه رقابت و استراتژی نوشته‌ است و در کل بیش از ۲۷۰ هزار بار به مقالات وی ارجاع شده‌است. اولین کتاب او با نام استراتژی رقابتی در سال ۱۹۸۰ منتشر گردیده‌است که تا کنون بیش از ۶۰ بار تجدید چاپ شده و به بیش از ۲۰ زبان دنیا نیز ترجمه شده‌است. مایکل پورتر توانسته‌ است ارتباطی بین استراتژی، کسب و کار و اقتصاد ایجاد کند. پورتر در کنار تحقیقات، نوشتن و تدریسش، به عنوان مشاور یک کسب و کار فعالیت می‌کند. او به عنوان مشاوره برای بسیاری از شرکت‌های ایالات متحده و شرکت‌های بین‌المللی از جمله کاترپیلار، پراکتر اند گمبل و... خدمت کرده ‌است.


پورتر و استراتژی 

مایکل پورتر استراتژی را به عنوان یک موقعیت رقابتی تعریف می کند: «انتخاب آگاهانه‌ی مجموعه‌ای از فعالیتها برای ارائه ارزش‌ منحصر به فرد». به عبارت دیگر، شما باید رقبا و بازار خود را کاملاً درک کنید تا نحوه واکنش کسب و کار شما مشخص شود.

تعریف استراتژی از دیدگاه مایکل پورتر


جملات مهم پورتر

1. اساس استراتژی این است که مشخص کنیم چه کاری نباید انجام شود. 
2. استراتژی این است که خود را از رقبا متمایز کنید. مهم این نیست که در کاری که انجام می‌دهید بهتر باشید، مهم این است که در کاری که انجام می‌دهید متفاوت باشید.
3. استراتژی رقابتی متمایز بودن است. بدین معنی که مجموعه‌ای از فعالیتها را برای ارائه ارزش منحصر به فرد انتخاب کنید.
4. هدف شرکت باید «ایجاد ارزش مشترک» تعریف شود، نه فقط سودآوری. این امر موج بعدی نوآوری و افزایش بهره‌وری را در اقتصاد جهانی به دنبال خواهد داشت.
5. اگر تمام تلاش شما برای انجام یک کار در اصل همان چیزی است که رقبای شما انجام می‌دهند‌، بعید است که موفق شوید.
6. یک استراتژی محدوده‌ای را مشخص می‌کند که در آن شرکت به دنبال منحصر به فرد بودن است.
7. ماهیت استراتژی این است که شما باید محدودیت‌هایی را برای آنچه در تلاش برای انجام آن هستید تعیین کنید.
8. اثربخشی عملیاتی و استراتژی هر دو برای عملکرد برتر ضروری هستند.
9. استراتژی درست با داشتن هدف مناسب شروع می‌شود. 
10. شرکت بدون استراتژی، حاضر است هر کاری را امتحان کند.

 

جملات مهم پورتر در مورد استراتژی

جملات مهم پورتر در مورد استراتژی

جملات مهم پورتر در مورد استراتژی

جملات مهم پورتر در مورد استراتژی

جملات مهم پورتر در مورد استراتژی

 

نظریه‌های پورتر 

نظریه اول – مدل نیروهای رقابتی 

پورتر برای تحلیل یک صنعت، پنج نیرو را مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهد. او معتقد است که تعامل این نیروها و تأثیر آن‌ها بر یکدیگر است که متوسط حاشیه‌ی سود در یک صنعت را مشخص می‌کند.

نیروهای رقابتی مایکل پورتر

  • تهدید‌ تازه‌‌وارد‌ان. یکی از اصطلاحات کلیدی در مدل نیروهای رقابتی پورتر، تهدید تازه‌‌وارد‌ها (New Entrants) است. او بر این نکته تأکید دارد که هر صنعتی که راه ورودش برای تازه‌واردها، هموار و در دسترس باشد، به تدریج با چالش حاشیه‌ی سود مواجه می‌شود، چون با اضافه‌شدن تعداد بازیگران، رقابت میان آن‌ها جدی تر می‌شود و بسیاری از اقدام‌های رقابتی در نهایت بخشی از حاشیه‌ی سود را قربانی می‌کنند. 
  • قدرت چانه‌زنی تامین کنندگان. این نیرو تحلیل می کند که تامین کننده یک کمپانی چه میزان قدرت و کنترل احتمالی نسبت به افزایش قیمت های خود یا کاهش کیفیت کالاها و خدمات خریداری شده دارد، که در نتیجه می توانند پتانسیل سودآوری یک صنعت را کاهش دهند. تمرکز تامین کنندگان و در دسترس بودن تامین کنندگان جایگزین فاکتورهای مهمی برای در نظر گرفتن زمان مشخص کردن قدرت تامین کننده می باشند
  • قدرت چانه‌زنی خریداران. این نیرو مشخص می کند که خریداران تا چه حدی می توانند فروشندگان را تحت فشار قرار دهند که همچنین روی حساسیت خریدارن نسبت به تغییر قیمت نیز تاثیر می گذارد. مشتریان زمانی که تعدادشان کم باشد یا جایگزین های زیادی برای خرید داشته باشند قدرت خیلی زیادی پیدا می کنند.
  • تهدید جایگزین‌های کالا و خدمات. جایگزین ها انواع دیگری از محصولات (نه نام های تجاری و برندهای دیگر)هستند که اساسا کار یکسانی را انجام می دهند.
  • رقابت میان رقبای موجود. هر چقدر میان کسانی که امروز در یک صنعت فعال هستند، رقابت شدید‌تری در جریان باشد، می‌توان انتظار داشت که حاشیه‌ی سود کاهش یافته و جذابیت صنعت برای سرمایه‌گذاران کمتر شود.


پیشنهاد می‌شود برای اطلاعات دقیق‌تر به صفحه پنج نیروی رقابتی صنعت مراجعه کنید. 


نظریه دوم - استراتژی رقابتی

مایکل پورتر با در نظر گرفتن مزیت رقابتی و گستره بازار، چهار استراتژی را معرفی و ادعا کرد آنقدر عمومی هستند که هر سازمانی در هر بخشی و با هر نوع مالکیتی می‌تواند یک انتخاب و اجرا کند. او معتقد است که یک شرکت باید مسیر مشخصی را پیش گیرد تا بتواند در رقابت پیروز شود. چهار استراتژی عبارتند از:

استراتژیهای رقابتی مایکل پورتر

  • رهبری در کاهش هزینه‌ها: در این استراتژی، یک بازار گسترده (تقاضای زیاد) را هدف قرار داده و کمترین قیمت ممکن ارائه می‌شود. برای این کار یا هزینه‌ها تا حد ممکن پایین نگه داشته می‌شود یا بر سهم بازار بیشتر با متوسط قیمت صنعت تاکید می‌شود. هدف از استفاده این استراتژی، دستیابی به کمترین هزینه تولید در صنعت است.
  • تمایز:‌ در این استراتژی بازارهای بسیار بزرگتری هدف بوده و به دنبال دستیابی به مزیت رقابتی از طریق تمایز در سراسر یک صنعت است روی یک یا چند معیار مهمی که توسط خریداران در بازار استفاده می‌شود، توجه می‌شود و شرکت در جایگاهی قرار می‌گیرد که می‌تواند این معیارها را به طور منحصربفرد برآورده کند.
  • تمرکز هزینه: در استراتژی تمرکز هزینه، یک گوشه بازار انتخاب و کمترین قیمت ممکن ارائه می‌شود بطوریکه مزیت ارزان‌تر بودن، تنها در یک یا چند بخش محدود از بازار پیگیری می‌شود.
  • تمرکز تمایز: شرکت در یک یا چند بخش محدود بازار تمایز ایجاد می‌کند. در این بخش‌ها  نیازهای ویژه‌ای از مشتریان شناسایی شده است.

پیشنهاد می‌شود صفحه استراتژی رقابتی را ببینید. 


نظریه سوم - زنجیره ارزش

مایکل پورتر مدل زنجیره ارزش را در سال 1985 معرفی کرد. زنجیره ارزش بیانگر کلیه فعالیتهای داخلی است که یک شرکت برای تولید کالا و خدمات بکار می‌گیرد. زنجیره ارزش از فعالیتهای «صف» تشکیل شده است که به طور مستقیم به محصول نهایی افزوده می‌شوند و فعالیتهای «پشتیبانی» آنهایی هستند که به طور غیرمستقیم موجب ایجاد ارزش‌افزوده می‌شوند.

تحلیل زنجیره ارزش فرایندی است که یک شرکت فعالیتهای اصلی و پشتیبانی خود را که ارزش افزوده‌ای به محصول نهایی دارد را شناسایی کرده و سپس این فعالیتها را برای کاهش هزینه یا افزایش تمایز بررسی می‌کند. این تحلیل با بررسی فعالیتهای داخلی، مشخص‌ می‌کند که مزیت‌های رقابتی (یا آسیب‌پذیری‌ها)  یک شرکت در کجا قرار دارد. شرکتی که از طریق استراتژی تمایز رقابت می‌کند، فعالیتهای خود را بهتر از رقبا انجام خواهد داد.
پیشنهاد می‌شود صفحه تحلیل زنجیره ارزش را ببینید. 


 
نظریه چهارم - مدل الماس پورتر

مدل الماس پورتر الگویی است که برای سنجش رقابت‌پذیری سازمان و توان رقابت در بازار در سطح بازاریابی بین‌الملل طراحی شده است. این الگو برای ارزیابی توان رقابتی کشورها معرفی گردید با این وجود در سطح سازمان نیز استفاده می‌شود. دولت‌ها و شرکت‌ها در سطح کلان و خرد از این الگو استفاده می‌کنند.

مدل الماس مایکل پورتر


مدل الماس پورتر برای تحلیل و سنجیدن رقابت‌پذیری ملل و گروه‌بندی، طراحی گردیده است و یک مدل استراتژی تجارت پایدار، جهت بالا بردن قدرت رقابت‌پذیری می‌باشد که با بکارگیری و اجرای درست آن نتایج مثبتی به بار خواهد آمد.

  1. عوامل درونی به دو بخش اساسی و عالی تقسیم می گردند. بخش اساسی شامل: منابع طبیعی، آب و هوا، موقعیت جغرافیایی، نیروی کار ساده و نیمه ماهر و حجم سرمایه و بدهی های یک کشور می‌باشد. بخش عالی شامل: زیرساختهای ارتباطی و مخابراتی و سطح تحصیلات عالی پرسنل مانند مهندسین و دانشمندان تاکید دارد.
  2. شرایط تقاضا به نرخ رشد تقاضای داخلی وابسته است. اندازه و کیفیت شرایط تقاضای داخلی، تحت تاثیر میانگین رشد سالیانه تقاضا و شاخص تحصیلات و سطح انتظارات اجتماعی می باشد.
  3. صنایع پشتیبانی کننده بر چگونگی وضعیت بنادر، حمل و نقل هوایی بین‌المللی، حمل و نقل جاده‌ای و ارتباطات تاکید دارد.
  4. استراتژی و ساختار صنایع، بیان کننده میزان رقابت داخلی (در درون خود) یا رقابت خارجی (ورود به رقابتهای جهانی) می‌باشد. 

 

 

ادمین سایت

این مقاله در تاریخ 1400/07/09 توسط دکتر عباس خدادادی در سایت سایت تخصصی هوشمندی استراتژیک منتشر شده و در تاریخ 1400/07/12 بروزرسانی گردید.
لینک منبع: منبع مقاله در سایت

پیشنهاد می‌شود برای آشنایی بیشتر با نظریه‌های استراتژی حتماً این مطالب را هم ببینید:

تحلیل سوات (SWOT) چیست؟ 7645 بازدید

تحلیل سوات (SWOT) چیست؟

ماتریس SWOT یک ابزار بسیار موثر و کاربردی برای تصمیم‌گیری استراتژیک است. در اینجا ضمن معرفی این ابزار، نحوه استفاده از آن را بیان می‌کنیم.

دیدگاه کاربران ...

دیدگاه خود را بیان کنید