اثربخشی استراتژیک و تاثیر آن در موفقیت کسب و کار

گاهی اوقات می‌شنوم که برخی می‌گویند در اجرای برنامه‌های خود به اثربخشی دست‌یافته‌اند. باید بگویم که اثربخش بودن در عملیات را نباید با اثربخشی استراتژیک اشتباه گرفت. بسیاری از کسب و کارها هر چند در عملیات موفق بوده‌اند، اما دیری نمی‌پاید که موقعیت رقابتی خود را از دست داده و یا به طور کلی ورشکست شده و از بین می‌روند. دلیلش هم همان چیزی است که مایکل پورتر به آن اثربخشی استراتژیک می‌گوید. برای درک بهتر این موضوع این متن را مطالعه کنید.

مایکل پورتر نوشته که: اثربخشی عملیاتی به معنای انجام بهتر فعالیت‌های مشابهی که رقبا هم همان را انجام می‌دهند. این فعالیتها شامل هر چیزی می‌شود برای مثال  کاهش خرابی در کالای ساخته شده یا توسعه سریعتر محصولات می‌تواند نشانه‌هایی از اثربخشی عملیاتی باشد. در مقابل، موقعیت‌یابی استراتژیک به معنای انجام فعالیت‌هایی متفاوت با رقبا یا انجام فعالیتهای مشابه به روش‌های متمایز است.

البته شما یک استراتژی برای اثربخشی عملیاتی دارید. ممکن است استراتژی‌تان  رهبری در کاهش هزینه‌ها باشد، اما این موضوع، به معنای داشتن استراتژی برای موقعیت‌یابی و تمایز در بازار نیست! اثربخشی عملیاتی بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر برای باقی‌ ماندن در عرصه رقابت (از راه ایجاد تمایز) است.

 


لطفاً استراتژی را با عملیات و به همین صورت اثربخشی استراتژیک را با اثربخشی عملیاتی اشتباه نگیرید.


اثربخشی استراتژیک به جای اینکه بر اندازه‌گیری عملکرد روزمره تاکید داشته باشد، بر اجرای استراتژی متمرکز بوده و هدف کاملاً متفاوتی را برای کارهایی که انجام می‌دهید، فراهم می‌کند. چارچوبی را شکل می‌دهد که نحوه عملکرد سیستم‌های مختلف مدیریت را بر اساس اهداف مختلف واحدهای سازمانی تنظیم می‌کند.

پیام اصلی در اثربخشی عملیاتی کاملاً روشن است: الگوبرداری کنید (بنچ‌مارک)، تجربه‌های موفق را بپذیرید، از شش سیگما و تولید ناب بهر‌ه‌ بگیرید و یا برون‌سپاری کنید. با این حال، بسیاری از این کارها کپی‌برداری هستند و در بهترین حالت به شما می‌کنند تا برای مدت کوتاهی همانند رقبا بوده و هم‌سطح با آنان عمل کنید. اثربخشی عملیاتی را رد نمی‌کنم، این کار یک ضرورت هست که شرکتها برای رشد خود بکار می‌گیرند اما باید توجه داشت که اثربخشی عملیاتی مبنایی برای دست‌یابی به مزیت رقابتی پایدار نخواهد بود.

سوالات استراتژیک که باید به آن پاسخ مناسبی داد:

 در مورد انجام فعالیت‌های مشابه به روش‌های متفاوت:

1-آیا اینها همان فعالیتهایی هستند که می‌خواهیم آنها را به روشی متفاوت انجام دهیم؟

2-آیا توانایی آن را داریم که این فعالیتها را بطور متفاوتی انجام دهیم؟

3-آیا توانایی آن را داریم که از روش‌هایی استفاده کنیم که مزیت رقابتی پایدار به ما بدهد (یا نتوان آنها را به سادگی کپی کرد)؟

4-آیا باید اصلاً آنها را انجام دهیم؟

درباره انجام فعالیتهای مختلف:

1-چه کارهای متمایزی را برای سایر بخش‌های صنعت و بازار می‌توان انجام داد؟

2-اگر این کار را انجام دهیم، آیا ما را در بین مشتریان متمایز می‌کند (دیده می‌شویم)؟

3-اگر این کار را انجام دهیم، آیا موقعیت‌ رقابتی ما را نسبت به رقبا بهبود می‌دهد؟

ادمین سایت

این مقاله در تاریخ 1399/03/18 توسط دکتر عباس خدادادی در سایت سایت تخصصی هوشمندی استراتژیک منتشر شده و در تاریخ 1399/12/05 بروزرسانی گردید.
لینک منبع: منبع مقاله در سایت

در این زمینه بیشتر بخوانید:

دیدگاه کاربران ...

دیدگاه خود را بیان کنید