برنامه ریزی استراتژیک (فرآیند و الگو) و دانلود کتاب کار

برنامه ریزی استراتژیک (فرآیند و الگو) و دانلود کتاب کار

برنامه‌ریزی استراتژیک 

هر مدیر کارآمد می‌داند که اولین ابزار مورد نیاز برای کار مدیریتی داشتن برنامه استراتژیک است. این برنامه از طریق برنامه‌ریزی استراتژیک به دست می‌آید. برنامه‌ریزی استراتژیک یک فعالیت مدیریتی است که بمنظور شناسایی اولویت‌های کاری  جهت متمرکز کردن انرژی و منابع سازمان، تقویت عملیات و حصول از اطمینان از حرکت به سمت اهداف مشترک انجام می‌شود و به عنوان مبنایی برای ایجاد توافق در مورد نتایج و پیامدهای مورد انتظار و ارزیابی و تنظیم حرکت سازمان به کار می‌رود. برنامه‌ریزی استراتژیک در واقع یک نظام مدیریتی است که امکان پاسخ‌گویی مناسب به محیط را فراهم آورده و تلاشی منظم برای تعیین تصمیمات کلیدی و هدایت سازمان در جهت پاسخ به این سوالات مهم است که به چه کسی خدمت می‌کند؟ چه کاری را و چرا انجام می‌دهد؟ آینده مورد انتظار سازمان چه ویژگی‌هایی دارد؟ یک برنامه اثربخش نه تنها در تعیین جایی که قرار است به آنجا برسیم را خوب تبیین کرده و مسیرها را نشان می‌دهد، بلکه چگونگی اندازه‌گیری و تعیین میزان موفقیت را هم بیان می‌کند.

 

برنامه ریزی استراتژیک چیست؟

 

تاریخچه

برنامه‌ریزی استراتژیک در دهه‌ 1950 رایج شد و تا سی سال بعد یعنی 1980 هم  از محبوبیت زیادی در دنیای تجارت برخوردار بود ولی بعد در این دوره با مطرح شدن مباحث مدیریت سناریو از محبوبیت آن کم شد، اما دوباره اشتیاق برای برنامه‌ریزی استراتژیک در دهه 1990 احیا شد و برنامه‌ریزی استراتژیک همچنان در دنیای امروز تجارت مطرح است. 

 

فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک 

برنامه‌ریزی استراتژیک نیاز به تلاش قابل توجهی از طرف مدیریت ارشد دارد. ممکن است مدیران گزینه‌های استراتژیک زیادی را قبل از تعیین اقدامات عملیاتی و نحوه اجرای آنها را در اختیار داشته باشند، ولی در پایان برنامه‌ریزی استراتژیک، تعدادی استراتژی محدود و مشخصی استراتژی ای که احتمالاً نتایج مثبتی دارد (که معمولاً به عنوان خط سیر اصلی شرکت محسوب می‌شود) و موجب می‌شود که حرکت کسب و کار به سمت جایگاه مطلوب خودش با احتمال موفقیت بیشتر و مقرون به صرفه‌تر انجام شود. پایبندی و تمرکز بر یک خط مشخص را ایجاد می‌کند و تا جای ممکن از پذیرش یا غافل شدن از ریسک‌های مالی و تجاری ممانعت می‌کند. به طور معمول‌، تدوین برنامه استراتژیک در سه مرحله مهم انجام می‌شود:

  1. تدوین استراتژی. در فرآیند تدوین استراتژی، یک شرکت ابتدا مقاصد ماموریت، چشم انداز و ارزشهای محوری شناسایی شده و پس از آن وضعیت فعلی با انجام ارزیابی عوامل داخلی و ارزیابی عوامل خارجی مشخص می‌شود. هدف از این کار کمک به شناسایی نقاط قوت و ضعف سازمان و همچنین فرصتها و تهدیدها است. با انجام تحلیل SWOT مدیران تصمیم می‌گیرند که در کدام طرح‌ها یا بازارها متمرکز شوند یا آنها را کنار بگذارند. چگونه به بهترین شکل منابع شرکت را تخصیص داده و آیا اقداماتی مانند توسعه عملیات از طریق سرمایه‌گذاری مشترک یا ادغام را انجام دهند. استراتژی تأثیر بسیار زیادی بر موفقیت سازمان دارند. از این‌رو فقط مدیریت ارشد معمولاً مجاز اخذ چنین تصمیماتی هستند. 
  2. اجرای استراتژی. پس از تدوین استراتژی، باید اهداف عملیاتی برای اجرایی کردن استراتژی‌ها تعیین شوند. منابع لازم را برای اجرای استراتژی تخصیص داده شود.  موفقیت در مرحله اجرای استراتژی اغلب به این معناست که یک مدیر در زمینه برقراری ارتباط صریح بین استراتژی و جلب مشارکت همه کارکنان برای «معامله» موفق موفق عمل کرده است. پیاده‌سازی موثر استراتژی شامل ایجاد ساختار سازمانی، فرآیندهای کاری، استفاده بهینه از منابع موجود، بازتعریف فعالیتهای بازاریابی متناسب با استراتژی است.
  3. ارزیابی استراتژی. هر فرد باهوشی می‌داند که موفقیت امروز ضامن موفقیت فردا نیست. به همین صورت هم مدیران توجه دارند که پس از مرحله اجرا، عملکرد استراتژیک را ارزیابی کنند. ارزیابی استراتژی شامل سه فعالیت اساسی است: بررسی عوامل داخلی و خارجی موثر در اجرای استراتژی، اندازه‌گیری عملکرد و برداشتن گامهای اصلاحی برای موثرتر کردن استراتژی. 

هر سه مرحله برنامه‌ریزی استراتژیک در سه سطح سلسله مراتبی (مدیریت عالی، میانی و عملیاتی) رخ می‌دهد. بنابراین، تقویت ارتباط و تعامل بین کارکنان و مدیران در همه سطوح ضروری است. این کار موجب می‌شود که شرکت به عنوان یک تیم موثرتر ظاهر شود. برای آشنایی با مراحل تدوین برنامه استراتژیک صفحه مراحل تدوین برنامه استراتژیک را ببینید. 

 

مزیت‌های برنامه‌ریزی استراتژیک 

نوسانات فضای کسب و کار باعث می شود که بسیاری از شرکت ها به جای استراتژی فعالانه، استراتژی واکنشی را اتخاذ کنند. با این حال ، استراتژی واکنشی معمولاً فقط برای کوتاه‌مدت قابل اجرا هستند، حتی اگر برای اجرای آنها مقدار قابل توجهی از منابع و زمان صرف شده باشد. برنامه‌ریزی استراتژیک به شرکتها کمک می‌کند تا پیشگیرانه عمل کرده و آماده شوند تا با دید بلندمدت‌تری مسائل را برطرف کنند. از جمله مزایای اصلی حاصل از برنامه‌ریزی استراتژیک موارد زیر است:

  1. بهبود عملکرد کلی کسب و کار. این موضوع، مهمترین مزیت برنامه‌ریزی استراتژیک محسوب می‌شود. برخی مطالعات نشان می‌دهد که فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک کمک قابل توجهی در بهبود عملکرد کلی شرکت می‌کند.
  2. ارتباطات بهتر بین کارفرمایان و کارمندان. ارتباطات، اهمیت بسیار زیادی در موفقیت برنامه‌ریزی استراتژیک دارد. این کار از طریق مشارکت و گفتگو بین مدیران و کارمندان آغاز می‌شود، که نشان دهنده تعهد آنها برای دستیابی به اهداف سازمانی است. برنامه‌ریزی استراتژیک همچنین به دلیل اینکه موجب می‌شود همه کارکنان بدانند که چه کاری و چرا انجام خواهد شد، باعث می‌شود تعهد سازمانی بیشتر شود.
  3. افزایش خلاقیت و ابتکار عمل. برنامه‌ریزی استراتژیک اهداف سازمانی را واقعی می‌کند و کارکنان می‌توانند با سهولت بیشتری رابطه بین عملکرد خود و موفقیت شرکت را درک کنند. در نتیجه، هم کارمندان و هم مدیران تمایل به ابتکار و خلاقیت بیشتری دارند، که این کار بنوبه خود باعث رشد بیشتر می‌شود.
  4. باعث توانمند شدن افراد می‌شود. گفتگو و ارتباطات بیشتر در تمام مراحل موجب ایجاد احساس کارایی و مهم بودن افراد در موفقیت شرکت می‌شود. به همین دلیل، در فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک از مشارکت مدیران و کارمندان سطوح عملیاتی استفاده می‌شود. 

این موارد مهمترین مزیت‌های برنامه‌ریزی استراتژیک بود. در صفحه مزیت‌ برنامه ریزی استراتژیک در این مورد بیشتر بخوانید.  

 

الگوی برنامه ریزی استراتژیک

جمله معروفی است که می‌گوید: «استراتژی، سازمان است». منظور از این جمله این است که اساس یک کسب و کار را استراتژی آن تشکیل می‌دهد. با این نگاه، برنامه‌ریزی استراتژیک، مهمترین فرآیند شرکت محسوب می‌شود که کسب و کار بر اساس آن شکل گرفته، تکامل می‌یابد، تغییر می‌کند و موفق می‌شود. الگوی برنامه‌ریزی استراتژیک که به عنوان یک راهنمای کاربردی برای این کار محسوب می‌شود شامل مراحل زیر است. 

الگوی برنامه ریزی استراتژیک

 

الگوی برنامه ریزی استراتژیک بترتیب شامل مراحل زیر است. برای آشنایی بیشتر با هر مرحله روی هر کدام کلیک کنید تا به صفحه مربوطه منتقل شوید:

  1. تصویر‌سازی: تدوین ماموریت، چشم انداز و ارزشها
  2. هدف‌گذاری:‌ شناسایی اهداف استراتژیک
  3. ورودی‌: بررسی و تحلیل PEST و انجام ارزیابی عوامل خارجی و تحلیل پنج نیروی رقابتی صنعت  و همچنین تعیین ماتریس ارزیابی عوامل داخلی 
  4. مقایسه: تعیین موقعیت استراتژیک و شناسایی استراتژی‌ها و تحلیل SWOT
  5. انتخاب: تعیین استراتژی‌های برتر 

 

قهرمان استراتژی 

مدیران موفق کسانی هستند که خودشان به عنوان «قهرمان استراتژی» شناخته می‌شوند. این مدیران نه تنها خودشان ویژگی‌های یک قهرمان استراتژی را دارند، افراد دیگری با همین ویژگی‌ها را هم پرورش می‌دهند. قهرمان استراتژی کسی است که مرشد و الگوی کامل استراتژیست‌ها در سازمان است و به عنوان مرجعی برای ایجاد یا توسعه تفکر استراتژیک شناخته می‌شود. تمام کارآفرینان و مدیران موفق در کسب و کار کسانی هستند که پنج ویژگی قهرمان استراتژی را در خود دارند. 

 

سطوح برنامه‌ریزی استراتژیک 

برنامه‌ریزی استراتژیک دارای سه سطح است: (1) استراتژی‌های سطح سازمان یا بنگاه که در آن استراتژی‌هایی برای کل شرکت تدوین می‌شود. (2) استراتژی کسب و کار که در آن استراتژی یک محصول، خدمت‌ یا گروهی از فعالتیهای مشابه درآمدزا تدوین می‌شود. (3) استراتژی وظیفه‌ای که در آن استراتژی فرآیندها یا واحدهای کارکردی و تخصصی از قبیل فناوری اطلاعات، مالی، منابع انسانی، تولید و مانند ان تدوین می‌شود.

 

سطوح استراتژی در سازمان

 

تحلیل SWOT 

تحلیل سوات یا SWOT ابزار معروفی در برنامه ریزی استراتژیک است و برای شناسایی استراتژی‌ها استفاده می‌شود. تحلیل SWOT به ترتیب مخفف واژه‌های زیر است:

  • قوتها (trengthsS): عواملی که باعث پیشرفت شرکت نسبت به رقبا می شود.
  • ضعفها (eaknessesW): عواملی که اگر رقبا از آنها استفاده کنند، خسارت آفرین است.
  • فرصتها (Opportunities): شرایط مساعدی که می‌تواند به حفظ و ارتقای مزیت رقابتی کمک کند.
  • تهدیدها (Threats): شرایط نامطلوبی که می‌تواند بر کسب و کار تأثیر منفی بگذارد.

قوتها و ضعفها جزو عوامل داخلی هستند و می‌توان با کنکاش در وضعیت موجود شرکت و مراجعه به نظر مدیران آنها را شناسایی کرد. فرصتها و تهدیدها عوامل خارجی هستند که می‌توان روندهای آن را  پیش‌بینی کرده و برنامه واکنش برای آنها چید. اغلب، این تحلیل را به شکل ماتریس مانند نمودار زیر ترسیم می‌کنند:

SWOT به دلیل سادگی و تمرکز روی موضوعات کلیدی اثرگذار روی شرکت، به عنوان ابزاری است که به طور گسترده استفاده می‌شود. هدف شناسایی قوتها و ضعفهای داخلی شرکت و متناظر کردن آن با فرصتها و تهدیدها بوده بطوریکه بتوان راهکارهایی را برای عمل در موقعیتهای خاص بدست آورد.

 

هدف‌گذاری اسمارت 

هدف نشان‌دهنده جایگاهی است که قرار است در یک موعد به آن برسیم. هدف سازمانی می‌تواند به عنوان محور هماهنگی بین فعالیت واحدهای مختلف سازمان بوده و باید پنچ ویژگی اسمارت را داشته باشد. ویژگی SMART مخفف شده پنج ویژگی است. هر کدام از این حروف ابتدای کلمات، مشخص بودن (Specific)، قابل اندازه ­گیری (Measurable )، قابل دستیابی (attainable)، مرتبط (Relevant) و زمان‌مند بودن (Time-bound) هستند. در تعیین شاخصهای  کسب و کار خود سوالات زیر را در نظر بگیرید، در این صورن می‌توانید شاخص‌های بهتری را انتخاب کرده و هدف‌گذاری بهتری را شکل دهید: 

  • آیا اهداف مشخص و تعریف شده است؟ 
  • آیا می‌توان میزان تحقق هدف را اندازه‌گیری کرد؟ 
  • آیا هدفی که تعیین کرده‌اید در دنیای واقعی قابل دسترس است؟ 
  • هدفی که انتخاب کرده‌اید چقدر جهت‌گیری‌ها و برنامه‌های شما را می‌سنجد و با آنها مرتبط است؟ 
  • در چه محدوده ی زمانی باید به اهداف تعیین شده دست بیابید؟ 

می‌توانید در صفحه یک تکنیک کاربردی برای تعیین اهداف اسمارت (SMART) با روش هدف‌گذاری اسمارت آشنا شوید. 

 

بلوغ مدیریت استراتژیک 

بلوغ مدیریت استراتژيك نشان‌دهنده ميزان آمادگی سازمان در ابعاد مختلف است. قبل از اقدام برای تدوین استراتژي‌ها، سنجش میزان آن، نقش مهمي در شناخت وضعيت كنوني سازمان در اجراي استراتژي، شناسايي و كسب آمادگي در مواجهه با مخاطرات آتي و نيز كاهش احتمال شكست استراتژی‌ها خواهد داشت. منظور از سطح بلوغ استراتژيك، درجه در اختيار داشتن ملزومات اجراي مديريت استراتژيك در سازمان است. با استفاده از مدل ارائه شده، مي توانید نموداري از پيشرفت در سطوح بلوغ در طي زمان را به صورت عددي ترسيم نموده و وضعيت خود را در قياس با آن همواره كنترل نمايند. هدف از اين فرايند ارزيابي كمي- كيفي از خصوصاً براي مديران پر مشغله كه زمان محدودی در اختیار دارند، يك ارزيابي سريع به بهترين شيوه ارائه می‌دهد. 5 سطح برای میزان آمادگی سازمان در حوزه مدیریت استراتژیک شناسایی شده است که با پیشرفت در این سطوح بر میزان قابلیت اعتماد نتایج و پایداری نام استراتژی افزوده می‌شود: 

  • سطح 1- ایستا: اين سازمانها در حال حاضر هيچ برنامه‌ريزي استراتژيك در يك مفهوم رسمي انجام نمي دهند، تمايل آنها تنها در سطح تاكتيكي و عملياتي و به شيوه‌اي كنترل نشده، معمولاً برنامه‌ریزی توسط مديريت ارشد در پشت درهاي بسته انجام مي شود.
  • سطح 2- واكنشي: سازمانها در اين سطح برخي از عناصر برنامه‌ريزي موثر و مديريت عملكرد استراتژيك را با نتايج ضعيف و فقط در واكنش به حوادث و يا به طور موقت انجام مي‌دهند.
  • سطح 3- ساخت‌یافته: در ساختارهاي رسمي و غير رسمي به صورت جامع و فعالانه در برنامه‌ريزي استراتژيك شركت مي كنند. اين فعاليت ها نسبتاً به طور منظم رخ مي‌دهد و تا حدي بهبود در طول زمان اتفاق مي‌افتد.
  • سطح 4- متمركز: استراتژي همواره متمركز و تصميم گيري براي سازمان بر همان مبنا است. استانداردها و روش‌ها در سراسر سازمان به طور گسترده براي مديريت استراتژيك اجرا شده است. مديران به طور رسمي كاركنان را درگير در اين فرآيند كرده و اندازه گيري و پاسخگويي فرهنگ استراتژي را تقويت كرده است.
  • سطح 5- بهبود مستمر: برنامه‌ريزي استراتژيك و مديريت تعالي در فرهنگ سازمان تعبيه شده و به طور مداوم در يك مفهوم رسمي بهبود يافته است. اين به اين معني است كه به عنوان عملكرد ارزيابي شده است.

 

 

ادمین سایت

این مقاله در تاریخ 1399/12/06 توسط دکتر عباس خدادادی در سایت سایت تخصصی هوشمندی استراتژیک منتشر شده و در تاریخ 1400/02/29 بروزرسانی گردید.
لینک منبع: منبع مقاله در سایت

در زمینه برنامه‌ریزی استراتژیک بیشتر بخوانید:

5 دام مهلک برنامه ریزی که باید اجتناب کرد. 339 بازدید

5 دام مهلک برنامه ریزی که باید اجتناب کرد.

در بین شرکتهایی که با آنها تجربه برنامه‌ریزی و اجرای استراتژی‌ها را داشته‌ایم، 5 نکته مشترک وجود دارد که باعث شده آنها به موفقیت برسند. پیروی از این 5 عامل باعث می‌شود که سازمان بتواند آینده موفق را ترسیم کرده و اجرا کند.

دیدگاه کاربران ...

دیدگاه خود را بیان کنید

  • سلام آقای دکتر ارادت سپاس نمودارها عالی بودند. چرا مدلهای برنامه ریزی استراتژیک، با هر تعداد باکس، نمی‌توانند به خلق استراتژیهای نوآورانه منجر شوند؟

    • سلام. سپاس از محبت شما. بر اساس تجربه، مهمترین آسیب‌هایی که در کسب و کارهای کشورمان موجب این مسئله می‌شه، (1) برنامه خوبی نوشته نشده. برنامه‌‌ای که متمرکز، کارشناسی شده و رقابت محور باشه. (2) استراتژی تبدیل به تفکر نشده و تعهد قوی در مدیریت و کارکنان نسبت به آن دیده نمی‌شه (3) نظام انگیرشی و تشویقی مستحکم برقرار نشده، (4) مکانیزم پیاده‌سازی و تبدیل استراتژی به اقدامات روزمره وجود نداره و نهایتاً (4) محیط پویای کسب و کار بسیار ساده انگاشته می‌شه.

      • 1399/12/10